میدانی...؟!

من هنوز هم در پس تمام اتفاق هایی که نیفتاده اند میشکنم...

چشم هایت را ببند!

گوش کن...

اهورا دلش را بغل گرفته...

و

زیر آوار بغض های فرو ریخته اش...

جـــــــــــــیغ میکشد...!!!