من خودت را می خواهم...

با همان بوسه های هول هولکی ات...

با همان سفت محکم بغل گرفتن هایت...

با همان لبخند دلربای بعد از بو سه هایت...

با همان دستهای همیشه آماده ات برای گره خوردن در دست های خودم...

من خودت را می خواهم

با همان شب خیر گفتن های  دیوانه کننده ات که خواب  را از سرم می پراند...

با همان صبح بخیر گفتن های با مزه ات که دلم را هوایی تو می کرد...

با همان عاشقتم های از ته دل...

با همان دلتنگی هایت...

من خودت را می خواهم

با همان صدای  مهر بانت که مرا بی تاب دیدنت می کرد...

با همان اشک های پاک و صادقانه ات که  برای ندیدنم می ریختی...

با همان  بی تابی و بیقراریت که برای فقط یک لحظه شنیدن صدایم داشتی...

با همان بغضی که  در وقت خدا حافظی کردنت داشتی...

من خودت را می خواهم ...

من تو را لبریز از خودت می خواهم..

نه عکس چشمانت در قاب!

من خودت را میخواهم

خود

خود

خودت را...