انگار تمام نخواهدشد حكايت دلدادگي

هر روز دلتنگ تر از هميشه

چشمانم نگران توست

و پنجره اتاقم نيمه باز

به انتظار آمدنت

ميدانم خواهي  آمد

تا دوباره با انگشتهايت

به شيشه ها تلنگري بزني

و من مثل هميشه با يك لبخند

سلامت دهم...