اشکــ هـایـی کــه بـی امـان مــی ریـزنـد

و بغضــی کـه هنــوز گیــر کـرده!

نمیـدانــی چـه دردی دارد

وقتــی حـالمــ در واژه هــا همــ نمــی گنجــد...